- و چرا هیچ کس نمی اموزد مرا رها بپذیرد
خیس...
عریان...
با خطوط سردرگم افکارم؟
...........................................................
- و تو میتونی با غرابت عجیبی دچار هق هق و گیج و ویج افکارت شی وقتی شجریان "فریاد” اخوان رو می خونه:
"خفته اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر
صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر..."
............................................................
- "خداوند مرده است به خاطر حماقت مخلوقاتش."
نیچه.
............................................................
-" من و حلاج یک چیزیم ولی جنون من موجب خلاص من شد و عقل حلاج موجب قتل او"
شبلی
.......................................................
- بسی پراکندگی...
هیس!....
و حضور گنگ من در کسالت این جمع غریب
آنقدر شبیه هیچ
در خلسه ی کبود حرف ها گیج...
دیر شده ام برای بادبادک ها و تیله های آبی
می خواهم تمام شوم...